در قلب امپراتوری عثمانی، در سالی که هنوز زمستان نفسهای سردش را بر استانبول میدمد، رازی هولناک در میان نگارگران دربار رخنه کرد. آنها نمیدانند نفر بعدی که قرار است کشته شود، کیست.داستان نُه روز برفی در استانبول سال ۱۵۹۱. سلطان، دستور داده تا گروهی از بهترین و برجستهترین هنرمندان سرزمینش، گرد هم آیند و کتابی باشکوه در مدح پیروزیها و فتوحات قلمرو و ملکش به وجود آورند. وظیفه این گروه این است که این اثر را با سبک اروپایی خلق کنند، اما هنر فیگوراتیو بی حرمتی و هتاکی به دین است. بنابراین، طبقه ی اشرافی حاکم نباید از مسیر کلی و ماهیت این پروژه بویی ببرد. تا زمانیکه استادِ تذهیبکار کشته میشود. هیچ کس مطمئن نیست که قاتل یک نقاش است یا نه. تنها سرنخ برای حل این راز، در خود تصویرگریهای نیمه تمام نهفته است. نام من سرخ، تنها یک داستان جنایی نیست. مرثیهای است برای هنر تذهیب و سوگِ نگارگری از دست رفته. روایتی از عشق، مرگ، رمز و راز و جستجویِ حقیقت در دنیایِ پر رمز و رازِ نگارگری.
